غزل شمارهٔ 4880
Poet: Saib
Toggle stanza 1شمع بر خاک شهیدان گر نباشد گو مباش
11
شمع بر خاک شهیدان گر نباشد گو مباش
لاله در کوه بدخشان گر نباشد گو مباش
22
سبزه تیغ تو میباید که باشد تازهروی
باغ ما را شبنم جان گر نباشد گو مباش
33
فرش ما افتادگی، اسباب ما آزادگی
خانه ما را نگهبان گر نباشد گو مباش
44
اشتها چون سوخت، دارد لذت مرغ کباب
خوان ما را مرغ بریان گر نباشد گو مباش
55
شوربختی وقت حاجت میکند کار نمک
سفره ما را نمکدان گر نباشد گو مباش
66
ما که چون دل گوشهای داریم از گلزار قدس
دامن صحرای امکان گر نباشد گو مباش
77
بیسرانجامی غبار لشکر جمعیت است
روزگار ما به سامان گر نباشد گو مباش
88
مرکب آزادگان تخت روان بیخودی است
توسن گردون به فرمان گر نباشد گو مباش
99
زینت ظاهر چه کار آید دل افسرده را؟
نقش بر دیوار زندان گر نباشد گو مباش
1010
این قدر دلبستگی صائب به زلف یار چیست؟
نسخه خواب پریشان گر نباشد گو مباش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

