Toggle stanza 1
مرد صحبت نیستی، از دیده ها مستور باش
1

مرد صحبت نیستی، از دیده ها مستور باش

از بلا دوری طمع داری، ز مردم دور باش

2

نیستی چون می حریف صحبت تردامنان

در حجاب پرده زنبوری انگورباش

3

پیش شاهان قرب درویشان به ترک حاجت است

دست از دنیا بشو همکاسه فغفور باش

4

گر ترا بخشند از دست سلیمان پایتخت

در تلاش گوشه ویران خود چون مور باش

5

مور بی آزار دایم خون خود را می خورد

خانه پر شهد می خواهی، برو زنبور باش

6

بدر ازبیماری منت هلالی گشته است

از فروغ عاریت تا می توانی دور باش

7

تا نسازندت کباب از چشم شور اهل حسد

همچو عنقا صائب از چشم خلایق دور باش

Sources

Persian text source: Ganjoor