Toggle stanza 1
شهد در خانه پر روزن زنبور یکی است
1

شهد در خانه پر روزن زنبور یکی است

شمع هر چند که بسیار بود، نور یکی است

2

غنچه بیهوده سرانگشت نگارین کرده است

ناخن آن کس که زند بر دل ناسور یکی است

3

در محیطی که ز دل نقش دو عالم شوید

آن که از صفحه خاطر نشود دور یکی است

4

سفر از خویش چو کردی، همه جا معراج است

منبر و دار، بر حالت منصور یکی است

5

تا به دریا نرسد سیل، نمی آرامد

پیش ما خانه ویرانه و معمور یکی است

6

الفت آهوی وحشی گرهی بر بادست

شوخ چشمی که نگردد ز نظر دور یکی است

7

ابر رحمت نکند فرق گل و خار از هم

عزت مست درین مجلس و مستور یکی است

8

عشق باری است که در پله برداشتنش

کمر طاقت کوه و کمر مور یکی است

9

خاک گردید و نشد چهره اش از می گلفام

طالع جام من و کاسه طنبور یکی است

10

غرض از ظرف اگر خوردن آب است و طعام

کاسه چوبین من و کاسه فغفور یکی است

11

سخن آن است کز او زنده دلی گرم شود

لب افسرده بیانان و لب گور یکی است

12

بی بصیرت چه شناسد سخن صائب را؟

تلخ و شیرین به مذاق دل رنجور یکی است

Sources

Persian text source: Ganjoor