غزل شمارهٔ 284
Poet: Saib
Metre: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
Rhyme: اممیدانیمما
Poetic form: Ghazal
Reciter: پری ساتکنی عندلیب
Toggle stanza 1خون دل را باده گلفام می دانیم ما
11
خون دل را باده گلفام می دانیم ما
آه را خوشتر ز خط جام می دانیم ما
22
نیست احسان بنده کردن مردم آزاد را
دانه اهل کرم را دام می دانیم ما
33
در گلستانی که بلبل نغمه پردازی کند
مطربان را مرغ بی هنگام می دانیم ما
44
گو مزن در پیش ما منصور لاف پختگی
میوه تا بر شاخ باشد خام می دانیم ما
55
عاقبت بین است چشم روشن ما چون شرار
نقطه آغاز را انجام می دانیم ما
66
وحشت اندازد عزیزان را ز اوج اعتبار
گوشه گیری را کنار بام می دانیم ما
77
می شود در کامرانی روی گردان دل ز حق
بستگی را جامه احرام می دانیم ما
88
از خسیسان منت احسان کشیدن مشکل است
بخل ممسک را به از انعام می دانیم ما
99
خنده بیجا، کند عالم به چشم ما سیاه
صبح را دلگیرتر از شام می دانیم ما
1010
پشت شمشیر سؤال از دم بود خونریزتر
خامشی را بدتر از ابرام می دانیم ما
1111
هر که سازد نام ما را حلقه از هم صحبتان
عین رحمت، همچو خط جام می دانیم ما
1212
همچو خاک نرم صائب مردم هموار را
از بصیرت پرده دار دام می دانیم ما

