Toggle stanza 1
حکم است که کار شب آدینه بسازند
1

حکم است که کار شب آدینه بسازند

کار خرد از باده دیرینه بسازند

2

دریا به نظر تنگتر از چشم حباب است

کم ظرف کسانی که به گنجینه بسازند

3

خوش وقت گروهی که ز اسباب تعلق

چون نافه به یک خرقه پشمینه بسازند

4

این قوم خودآرا که کنون برسردستند

وقت است نگین خوداز آیینه بسازند

5

گنجینه دل را که پی گوهر مهرست

حیف است که پراز خزف کینه بسازند

6

واعظ تو همان در درک الاسفل جهلی

بهرتو اگرمنبر صد زینه بسازند

7

امسال گلی برسربازار نیامد

مرغان به همان مستی پارینه بسازند

8

جز صورت قاتل نکندعکس پذیری

از سنگ مزارم اگرآیینه بسازند

9

صائب دل او صاف شداز ناله گرمم

از سنگ بودرسم که آیینه بسازند

Sources

Persian text source: Ganjoor