غزل شمارهٔ 3259
Poet: Saib
Toggle stanza 1هرکه باریک شد از فکر، سخنور گردد
هرکه باریک شد از فکر، سخنور گردد
رشته شیرازه جمعیت گوهر گردد
بیش ازین تاب ندارم، به جنون خواهم زد
شانه تا چند در آن زلف، سراسر گردد؟
دیدنش می برد از هوش نظر بازان را
دیده هرکه ز روی تو منور گردد
حسن در هر نظری جلوه دیگر دارد
سخن تازه محال است مکرر گردد
صحبت زنده دلان جو که گرانقدر شود
آب بی قیمت اگر در دل گوهر گردد
چون خس و خار درین بحر سبک کن خود را
تا ترا موج خطر دامن مادر گردد
شوق پروانه ز مهتاب شود بیش به شمع
تشنه تر تشنه دیدار ز کوثر گردد
از قناعت نشود هرکه توانگر صائب
نیست ممکن به زر و سیم توانگر گردد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای که از خاک درت دیده منور گردد
وصف روحت چو کنم، روح معطر گردد
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 753
آب خوب است لب خشکی ازو تر گردد
گره دل شود آن قطره که گوهر گردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3256
سخن عشق محال است مکرر گردد
بحر در هر نفسی عالم دیگر گردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3257
حسن در هر نگهی عالم دیگر گردد
به نسیمی ورق لاله و گل برگردد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 3258
Sources
Persian text source: Ganjoor

