غزل شمارهٔ 4330
Toggle stanza 1چشمی که مقید به نظر باز نگردد
11
چشمی که مقید به نظر باز نگردد
چون دیده آیینه سخنساز نگردد
22
آغاز ترا رتبه انجام کمال است
انجام تو چون بهتر از آغاز نگردد
33
من حرف ز عشاق زنم او ز مخالف
طنبور من و عقل به هم ساز نگردد
44
هر کس شنود نغمه داودی زنجیر
پروانه هر شعله آواز نگردد
55
ای وای اگر طایر رم کرده جان را
خالش گره رشته پروانه نگردد
66
هرگز ز کمانخانه ابروی مکافات
تیری نگشایم که به من باز نگردد
77
هرگز نچکد از الف خامه صائب
یک نقطه که خال لب اعجاز نگردد
Sources
Persian text source: Ganjoor

