Toggle stanza 1
ساقی ما از می گلگون به دور افتاده است
1

ساقی ما از می گلگون به دور افتاده است

همچو ساغر آن لب میگون به دور افتاده است

2

در دل شب عاشقان را حلقه بر در می زند

گرد رویش تا خط شبگون به دور افتاده است

3

شمع در پیراهن فانوس گردیده است آب

تا ز رقص آن قامت موزون به دور افتاده است

4

می کشد خط بر زمین از شرمساری گردباد

در بیابانی که این مجنون به دور افتاده است

5

تا که دیگر در خمار افتاده، کز هر لاله ای

هر طرف پیمانه ای پر خون به دور افتاده است

6

می نشیند گردباد از پا به اندک جلوه ای

تا غبار کیست در هامون به دور افتاده است؟

7

جای حیرت نیست گر من پایکوبان گشته ام

خم به زور باده چون گردون به دور افتاده است

8

تا به آب غیب، ایمان تازه سازی هر نفس

بنگر این نه آسیا را چون به دور افتاده است

9

صائب از وحدت نیفتد نوبهار از جوش گل

در هزاران لفظ یک مضمون به دور افتاده است

Sources

Persian text source: Ganjoor