غزل شمارهٔ 4934
Poet: Saib
Toggle stanza 1شرابی را که چون پروانه گردد گرد سر طورش
شرابی را که چون پروانه گردد گرد سر طورش
نسازد پرده رنبوری انگور مستورش
کسی تاکی بود درخرقه ناموس زندانی؟
میی خواهم که بشکافد گریبان شیشه رازورش
نوای پرده سوز عشق، آهنگ دگردارد
کجا گردد به قانون خرد آهنگ، طنبورش؟
در هر دل که واکردم نگارین بود از رویت
خوشا ملکی که هر ویرانه باشد بیت معمورش
به گرد چشم نرگس خواب آسایش نمی گردد
نمی دانم که دارد چشم بیمار که رنجورش
عزیزی چشم اگر داری به صحرای قناعت رو
که پای تخت از دست سلیمان می کند مورش
کلام صائب ما چون نگیرد رتبه حافظ؟
که استمداد همت می کند ازخاک پر نورش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مکش دردسر شهرت میفکن بر نگین زورش
برای نام اگر جان میکنی مگذار در گورش
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1783
نگار من که باشد خانه از کوی وفا دورش
نبینم خانه ای در شهر دور از فتنه و شورش
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 190
شرابِ تلخ میخواهم که مردافکن بُوَد زورش
که تا یک دَم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 278
من و عشقی که دست چرخ را چنبرکند زورش
گذارد درفلاخن کوه قاف عقل راشورش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4933
Sources
Persian text source: Ganjoor

