غزل شمارهٔ 1829
Poet: Saib
Toggle stanza 1ز من مپرس که چون بر تو ماه و سال گذشت
11
ز من مپرس که چون بر تو ماه و سال گذشت
که روز من به شتاب شب وصال گذشت
22
درین ریاض من آن عندلیب دلگیرم
که نوبهار و خزانم به زیر بال گذشت
33
گرفت دامن من چون گلاب، گریه تلخ
چو گل به هفته عمری که بی ملال گذشت
44
کنون که گشت زمین گیر حیرت، آغوشم
ازین چه سود که بر خاکم آن نهال گذشت؟
55
چراغ کشته من در گرفت بار دگر
ز بس که یار ز خاکم به انفعال گذشت
66
اگر چه خضر بود ساقی و می آب حیات
نمی توان ز لب خشک چون سفال گذشت
77
مکن به خوردن خشم و غضب ملامت من
نمی توانم ازین لقمه حلال گذشت
88
تمام حیرت دیدار و آه افسوسم
اگر چه زندگیم جمله در وصال گذشت
99
به کوچه قلم افتاد تا رهم صائب
به پیچ و تاب مرا عمر همچو نال گذشت
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

