Toggle stanza 1
خرد در سر مرا در خم فلاطون است پنداری
1

خرد در سر مرا در خم فلاطون است پنداری

هوس در دل مرا در خاک قارون است پنداری

2

ز اقبال جنون بر سینه هر داغی کز او دارم

به چشمم خیمه لیلی و هامون است پنداری

3

غزال شوخ چشم من ز مردم وحشتی دارد

که در آغوشم از آغوش بیرون است پنداری

4

پریشان می تراود گفتگوی عشق از کلکم

نهال خامه من بید مجنون است پنداری

5

نمی بینم ز خون غلطیدگان یک کف زمین خالی

بساط خاک میدان شبیخون است پنداری

6

نمایان ساخت از خمیازه زخم عشقبازان را

دم شمشیر او لبهای میگون است پنداری

7

ز بس از مردم بی حاصل عالم کجی دیدم

به چشمم بید مجنون سرو موزون است پنداری

8

خط ساغر به دور باده یاقوت گون صائب

به گرد لعل جانان خط شبگون است پنداری

Sources

Persian text source: Ganjoor