Toggle stanza 1
سوختم چند از هوای نفس بی لنگر شوم
1

سوختم چند از هوای نفس بی لنگر شوم

تا به کی چون خار و خس بازیچه صرصر شوم

2

از بلندی کم نگردد فیض من چون آفتاب

بیش گردد سایه ام چندان که بالاتر شوم

3

خودنمایی شیوه من نیست چون نادیدگان

از صدف بیرون نمی آیم اگر گوهر شوم

4

آفتاب بی زوال آسمان همتم

نیستم مه کز گدایی فربه و لاغر شوم

5

بی پرو بالی گلستانی است بر مرغ قفس

از چه زیر آسمان ممنون بال و پر شوم

6

چون غم عالم تواند کار برمن تنگ کرد

من که در هر ساغر می عالم دیگر شوم

7

قدردانی قطره را دریا کند در ظرف من

نیست کم ظرفی اگر بیخود به یک ساغر شوم

8

گر ز سنگینی غبار آیینه ام را بشکند

روی من باداسیه گرپیش روشنگر شوم

9

عاقبت چون قامتم را حلقه می سازد سپهر

به که صائب در جوانی حلقه آن در شوم

Sources

Persian text source: Ganjoor