غزل شمارهٔ 3989
Toggle stanza 1چرا شراب به زاهد کسی به زور دهد
11
چرا شراب به زاهد کسی به زور دهد
به دست بی بصر آیینه بلور دهد
22
میی که اهل شعورند داغ نشأه آن
چرا کسی به فقیهان بی شعور دهد
33
چو هست نقد میسر وصال دختر رز
چرا به نسیه دل خویش کس به حور دهد
44
چرا دلیر نباشند باده پیمایان
که جوش باده صدای هوالغفور دهد
55
ز خویش خیمه برون زن صفای وقت ببین
چراغ تا ته دامن بود چه نور دهد
66
دل فسرده نیاید به کار بعد از مرگ
چراغ مرده کجا روشنی به گور دهد
77
گداختیم درین خاکدان کجا شد نوح
که آب مرحمتی سر به این تنور دهد
88
به آب تیغ قضا بشکند خمارش را
به هر که دور فلک باده غرور دهد
99
درین بساط نشیند درست نقش کسی
که دست طرح سلیمان صفت به مور دهد
1010
به بی زبانی ما رحم می کند صائب
کسی که شمع تجلی به دست طور دهد
Sources
Persian text source: Ganjoor

