غزل شمارهٔ 2413
Poet: Saib
Toggle stanza 1از گرفتاری دلم فارغ زپیچ و تاب شد
11
از گرفتاری دلم فارغ زپیچ و تاب شد
ناله زنجیر، خوابم را صدای آب شد
22
کوته است از حرف خاموشان زبان اعتراض
ایمن از تیغ است هر خونی که مشک ناب شد
33
جهل دارد همچنان خم در خم عصیان مرا
گر به ظاهر قامت خم گشته ام محراب شد
44
با فقیران دست در یک کاسه کردن عیب نیست
بحر با آن منزلت همکاسه گرداب شد
55
چون رگ سنگ است اهل درد را بر دل گران
در میان زخمها زخمی که بی خوناب شد
66
شرم هیهات است خوبان را سپرداری کند
هاله نتواند حجاب پرتو مهتاب شد
77
گر برآرد می زخود پیمانه ما دور نیست
پنجه مرجان نگارین در میان آب شد
88
فکر من صائب جهان خاک را دل زنده کرد
این سفال خشک از ریحان من سیراب شد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

