غزل شمارهٔ 2306
Poet: Saib
Toggle stanza 1مکن دراز به طعن فلک زبان گستاخ
11
مکن دراز به طعن فلک زبان گستاخ
ترنج دست قضا را مکن نشان گستاخ
22
نهاده اند ز هر خار در کمان تیری
مکن نگاه به گلهای بوستان گستاخ
33
ز داغ شاه، نظرهاست هر شکاری را
مده ز دست درین صیدگه عنان گستاخ
44
نشان تیر هوایی همان کماندارست
به قصد چرخ منه تیر در کمان گستاخ
55
ز کاوکاو، شرربار می شود آتش
منه به حرف کس انگشت در بیان گستاخ
66
ز عقل نیست به تیغ قضا زبان بازی
میار زمزمه عشق بر زبان گستاخ
77
ز برق خرمن گل خانمان شبنم سوخت
به شاخ گل مگذارید آشیان گستاخ
88
حریف ناوک غیرت نمی شوی صائب
به هر شکاری لاغر مکش گمان گستاخ
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

