غزل شمارهٔ 3628
Poet: Saib
Metre: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
Rhyme: انسخنمیاید
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1کلکم از سیر بدخشان سخن می آید
11
کلکم از سیر بدخشان سخن می آید
سرخ رو از سر میدان سخن می آید
22
شور غیرت به نمکدان مسیح افکندن
از شکر خنده پنهان سخن می آید
33
تیر از جوشن الماس ترازو کردن
از کمین جنبش مژگان سخن می آید
44
سبزی بخت به طاوس دهد راه آورد
طوطیی کز شکرستان سخن می آید
55
جوی شیری که سفیدست ازو روی بهشت
از سیه چشمه پستان سخن می آید
66
همه جا دست بدستش به سر کلک برند
هر متاعی که ز یونان سخن می آید
77
هر نسیمی که گشاید گره از کار دلی
می توان یافت ز بستان سخن می آید
88
باطن اهل سخن تیغ به کف استاده است
تا که گستاخ به میدان سخن می آید؟
99
چه شکنها که ز سرپنجه ارباب سخن
به سر زلف پریشان سخن می آید
1010
صبر کن بر ستم چرخ دو روزی صائب
نوبت قافیه سنجان سخن می آید
Sources
Persian text source: Ganjoor

