Toggle stanza 1
کلکم از سیر بدخشان سخن می آید
1

کلکم از سیر بدخشان سخن می آید

سرخ رو از سر میدان سخن می آید

2

شور غیرت به نمکدان مسیح افکندن

از شکر خنده پنهان سخن می آید

3

تیر از جوشن الماس ترازو کردن

از کمین جنبش مژگان سخن می آید

4

سبزی بخت به طاوس دهد راه آورد

طوطیی کز شکرستان سخن می آید

5

جوی شیری که سفیدست ازو روی بهشت

از سیه چشمه پستان سخن می آید

6

همه جا دست بدستش به سر کلک برند

هر متاعی که ز یونان سخن می آید

7

هر نسیمی که گشاید گره از کار دلی

می توان یافت ز بستان سخن می آید

8

باطن اهل سخن تیغ به کف استاده است

تا که گستاخ به میدان سخن می آید؟

9

چه شکنها که ز سرپنجه ارباب سخن

به سر زلف پریشان سخن می آید

10

صبر کن بر ستم چرخ دو روزی صائب

نوبت قافیه سنجان سخن می آید

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 3628 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood