غزل شمارهٔ 2218

Toggle stanza 1
تا به دل تخم عشق کشته شده است
1

تا به دل تخم عشق کشته شده است

آه من در جگر برشته شده است

2

پا مزن بر حنای گریه من

که به خون جگر سرشته شده است

3

آدمیزاده من از خط سبز

تا نظر می فکنی فرشته شده است

4

زان میان پیچ و تابها دارم

که خدایا چگونه رشته شده است!

5

خال را چون سپند نیست قرار

تا ز می چهره ات برشته شده است

6

ندهم دل به نوخطان چه کنم

چون قلم بر سرم نوشته شده است

7

شد ز خط خال او دراز زبان

این گره را ببین که رشته شده است

8

برندارم نظر ز موی میان

سوزنم مبتلای رشته شده است

9

تا ز زانو نموده ام بالین

بسترم پر پر فرشته شده است

10

همچو خورشید نان من ز شفق

سالها شد به خون سرشته شده است

11

نسخه زلف و سنبل و ریحان

همه از روی هم نوشته شده است

12

نیست چون موج بیمم از طوفان

تا عنانم ز دست هشته شده است

13

صائب از نامه ام سبک مگذر

که به صد خون دل نوشته شده است

Sources

Persian text source: Ganjoor