غزل شمارهٔ 4345
Toggle stanza 1تر دامنیم آه غم آلود ندارد
11
تر دامنیم آه غم آلود ندارد
این چوب تر ازبی ثمری دود ندارد
22
دل بر سر آتش زهوا وهوس ماست
این مجمره جز خامی ما عود ندارد
33
از گریه ما نرم نگردید دل صبح
در شوره زمین آب گهر سود ندارد
44
غیر ازدل روشن که دلیلی است خدایی
یک قبله نما کعبه مقصود ندارد
55
در ملک صباحت نتوان یافت ملاحت
این لاله ستان داغ نمکسود ندارد
66
از عشق دل خام شنیده است حدیثی
آهن خبر از پنجه داود ندارد
77
چون حلقه کعبه است سزاوار پرستش
چشمی که نگاه هوس آلود ندارد
88
صاحب سخنی را که سخن سنج نباشد
مانند از ایازی است که محمود ندارد
99
چون گوهر شب تاب چراغی که خدایی است
هم خانه کند روشن و هم دود ندارد
1010
باجلوه خورشید چه حاجت به چراغ است
دیوانه غم اختر مسعود ندارد
1111
چون غنچه پیکان گذرانده است به سختی
صائب خبری از دل خوشنود ندارد
Sources
Persian text source: Ganjoor

