غزل شمارهٔ 4278
Toggle stanza 1از یاد وصل، دیده من سیر میشود
11
از یاد وصل، دیده من سیر میشود
مهتاب در پیاله من شیر میشود
22
هرگز به سوی خویش نمیبینی از حجاب
در خلوت تو آینه دلگیر میشود
33
دور نشاط زود به انجام میرسد
می چون دو سال عمر کند پیر میشود
44
ظالم به مرگ دست نمیدارد از ستم
آخر پر عقاب پر تیر میشود
55
آن را که روزگار نگیرد به هر گناه
چون جمع شد گناه، خداگیر میشود
66
از چشم آهوانه لیلی حذر کند
مجنون اگرچه در دهن شیر میشود
77
تدبیر بنده سایه تقدیر ایزدست
ورنه کدام کار به تدبیر میشود
88
اشک ندامت تو به دامن نمیرسد
هرچند بیشتر ز تو تقصیر میشود
99
طومار شکوه تو به افلاک میرسد
یک لحظه روزی تو اگر دیر میشود
1010
چون آفتاب، فکر من آفاق را گرفت
حسن غریب زود جهانگیر میشود
1111
نتوان گذشتن از دو جهان بیجهاد نفس
این راه دور قطع به شمشیر میشود
1212
صائب به گریه گرد برآورد از جهان
سیل بهار را که عنانگیر میشود
Sources
Persian text source: Ganjoor

