غزل شمارهٔ 1323

Toggle stanza 1
عشق را دارالامانی چون دل دیوانه نیست
1

عشق را دارالامانی چون دل دیوانه نیست

گنج را بر دل غبار از صحبت ویرانه نیست

2

با گلستانی که ما را آشنایی داده اند

راه حرف آشنا از سبزه بیگانه نیست

3

نقدها را نسیه سازد بدگمانیهای حرص

در قفس هم مرغ ما بی فکر آب و دانه نیست

4

می زند نقش فریب تازه دیگر بر آب

گریه شمع از برای ماتم پروانه نیست

5

دست ما را اختیار از وصل دارد ناامید

ورنه زلف و کاکل او شانه گیر از شانه نیست

6

با سفال و جام زر، یکرنگ می جوشد شراب

نور وحدت را نظر بر کعبه و بتخانه نیست

7

غافل است از همت مستانه پیر مغان

چون سبو دستی که زیر سر درین میخانه نیست

8

بی شعوران در حیاتند از فراموشان خاک

صورت دیوار، هم در خانه، هم در خانه نیست

9

نیست صائب را خبر ز افسانه عشق مجاز

دیده بالغ نظر بر ابجد طفلانه نیست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor