Toggle stanza 1
تا رهنورد وادی سودا نمی شوی
1

تا رهنورد وادی سودا نمی شوی

اخترشناس آبله پا نمی شوی

2

تا برنخیزی از سر این تیره خاکدان

سرو ریاض عالم بالا نمی شوی

3

تا چون حباب تخت نسازی ز تاج خویش

بی چشم زخم واصل دریا نمی شوی

4

تا همچو غنچه تنگ نگیری به خویشتن

از جنبش نسیم چو گل وا نمی شوی

5

تا بر محک ترا نزند سنگ کودکان

در مصر عشق قابل سودا نمی شوی

6

تا خارخار عشق نپیچد ترا به هم

چون گردباد مرحله پیما نمی شوی

7

صبح امید خنده شادی نمی کند

تا ناامید از همه دنیا نمی شوی

8

در میوه تو تا رگ خامی به جای هست

در کام روزگار گوارا نمی شوی

9

صائب به گرد خود نکنی تا سفر چو چرخ

سر تا به پای دیده بینا نمی شوی

Sources

Persian text source: Ganjoor