Toggle stanza 1
باران چو انجم از فلک گریه تاک ریخت
1

باران چو انجم از فلک گریه تاک ریخت

ابر بهار، رنگ قیامت به خاک ریخت

2

گفتی به جای قطره باران درین بهار

دامان پر گل از کف گردون به خاک ریخت

3

چون سینه صدف گهر آبدار کرد

هر شبنمی که گل به گریبان خاک ریخت

4

آینه رویی از جگر خاک جلوه کرد

هر قطره عرق که ازان روی پاک ریخت

5

ماند چگونه نامه مستان سیاهروی؟

زان اشک بی شمار که از چشم تاک ریخت

6

هر نخل آرزو که دل از روی شوق بست

چون نخل موم ازین نفس شعله ناک ریخت

7

رویم ز اشک شور نمکزار گشته است

یارب که این نمک به دل چاک چاک ریخت؟

8

آورد سر برون ز گریبان بخت سبز

چون شیشه هر که جرعه خود را به خاک ریخت

9

صائب نگاه یار که می می چکد ازو

در جام ما برای چه زهر هلاک ریخت؟

Sources

Persian text source: Ganjoor