غزل شمارهٔ 6134
Toggle stanza 1جان به صد داغ از تن خاکی سرشت آمد برون
11
جان به صد داغ از تن خاکی سرشت آمد برون
جغد ازین ویرانه طاوس بهشت آمد برون
22
فکر رنگین جلوه دیگر کند با بخت سبز
خوش نماید لاله ای کز طرف کشت آمد برون
33
چون زلیخا کز پی یوسف ز خود بیرون دوید
جنت از دنبال آن حوری سرشت آمد برون
44
هر کجا غم نیست، آنجا زندگانی مشکل است
زین سبب آدم به تعجیل از بهشت آمد برون
55
پرده بیگانگی چون از میان برداشتند
برهمن از کعبه، زاهد از کنشت آمد برون
66
جان روشن از غبار آلودگان صائب بجو
باده چون آفتاب از زیر خشت آمد برون
Sources
Persian text source: Ganjoor

