Toggle stanza 1
جان به صد داغ از تن خاکی سرشت آمد برون
1

جان به صد داغ از تن خاکی سرشت آمد برون

جغد ازین ویرانه طاوس بهشت آمد برون

2

فکر رنگین جلوه دیگر کند با بخت سبز

خوش نماید لاله ای کز طرف کشت آمد برون

3

چون زلیخا کز پی یوسف ز خود بیرون دوید

جنت از دنبال آن حوری سرشت آمد برون

4

هر کجا غم نیست، آنجا زندگانی مشکل است

زین سبب آدم به تعجیل از بهشت آمد برون

5

پرده بیگانگی چون از میان برداشتند

برهمن از کعبه، زاهد از کنشت آمد برون

6

جان روشن از غبار آلودگان صائب بجو

باده چون آفتاب از زیر خشت آمد برون

Sources

Persian text source: Ganjoor