غزل شمارهٔ 1270
Poet: Saib
Toggle stanza 1شسته ام از چشمه مه رو به آبم کار نیست
11
شسته ام از چشمه مه رو به آبم کار نیست
شیر مست ماهتابم با شرابم کار نیست
22
ماهتاب از شمع کافوری ندارد کوتهی
با چراغ خیره چشم آفتابم کار نیست
33
کرده ام تر از گل شب بوی بیداری دماغ
با نسیم غفلت ریحان خوابم کار نیست
44
مستم اما در پی آزار کم ظرفان نیم
موج بی پروایم اما با حبابم کار نیست
55
بارها بند قبای صبح را واکرده ام
با چنین دستی به دامان نقابم کار نیست
66
آسمان گو کشتی انصاف بر خشکی ببند
ماهی ریگ روانم من، به آبم کار نیست
77
نسبت من با خطا دورست از فهمیدگی
صائبم صائب به جز فکر صوابم کار نیست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

