Toggle stanza 1
می شود راز دل از جبهه نمایان ما را
1
می شود راز دل از جبهه نمایان ما را
نیست چون آینه پوشیده و پنهان ما را
2
تیرباران قضا را سپر تسلیمیم
نیست چون شیر محابا ز نیستان ما را
3
حال ما را غم آینده مشوش نکند
در بهاران نبود فکر زمستان ما را
4
به نسیمی سر شوریده خود می گیریم
نیست چون شمع تعلق به شبستان ما را
5
تخم نیرنگ بود هر چه ز یک رنگ گذشت
دل سیه می شود از نعمت الوان ما را
6
نعمت آن است که چشمی نبود در پی آن
چشمه خضر ترا، دیده گریان ما را
7
دانه را وحشی ما دام بلا می داند
نتوان بنده خود کرد به احسان ما را
8
نیست وحدت طلبان را سر کثرت صائب
شاهی مصر ترا، گوشه زندان ما را

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor