Toggle stanza 1
سود ندهد عامل بیدادگر را کارخیر
1

سود ندهد عامل بیدادگر را کارخیر

شاهد ظلم است ازاهل عمل آثار خیر

2

کوته اندیشی که خیر ازمال مردم می کند

دست و دامان تهی برگردداز بازارخیر

3

پایه ظلم وستم راعامل بیدادگر

می دهد براهل بینش عرض از آثار خیر

4

روزی مرغان شود تخمی که زیر خاک نیست

پیش مردم از تنگ ظرفی مکن اظهار خیر

5

صرف کن درخیر نقد زندگانی را که نیست

در شبستان عدم شمعی به جز انوار خیر

6

نور از آیینه میبارد سکندر را به خاک

بی گهر هرگز نگردد ابر گوهر بار خیر

7

نام جم ازجام در دورست تا افلاک هست

ماندگی هرگز ندارد گردش پرگارخیر

8

صحبت نیکان بود مشاطه بدگوهران

رتبه تمکین بود تعجیل رادر کارخیر

9

تامی لعل شفق در شیشه افلاک هست

صائب از گردش نیفتد ساغرسرشارخیر

Sources

Persian text source: Ganjoor