Toggle stanza 1
با خلق آشتی کن و با خود به جنگ باش
1

با خلق آشتی کن و با خود به جنگ باش

فیروز جنگِ معرکهٔ نام و ننگ باش

2

انجام بت‌پرست بود به ز خودپرست

در قید خود مباش و به قید فرنگ باش

3

خلق وسیع و رزق به یک کس نمی‌دهند

خلق وسیع داری، گو رزق تنگ باش

4

چون ماهی‌ات مباد ز نرمی فرو برند

در کام خلق، ارهٔ پشت نهنگ باش

5

بر صلح و جنگ اهلِ جهان اعتماد نیست

چون صلح می‌کنند مهیّای جنگ باش

6

از چشمه‌سار تیغ بشو دست و روی خویش

در آفتاب زرد خزان لاله‌رنگ باش

7

گر پشت پا به عالم صورت نمی‌زنی

تا حشر در شکنجهٔ این کفش تنگ باش

8

صائب هزار بار ترا بیش گفته‌ام

با خلق صلح کل کن و با خود به جنگ باش

Sources

Persian text source: Ganjoor