غزل شمارهٔ 891
Poet: Saib
Toggle stanza 1نکند باده شب، سوختگان را سیراب
نکند باده شب، سوختگان را سیراب
تشنه در خواب شود تشنه تر از خوردن آب
پیش از آن دم که کند خون شفق را شب مشک
همچو خورشید برافروز رخ از باده ناب
در بهاران مشو از باده گلگون غافل
که ز هر لاله در آتش بودش نعل شتاب
به جوانی نتوانی چو رسیدن، باری
جهد کن عهد جوانی جهان را دریاب
به جوانی نتوانی چو رسیدن، باری
جهد کن عهد جوانی جهان را دریاب
تا توان نغمه سیراب شنید از بلبل
مشنو زمزمه خشک نی و چنگ و رباب
هر چه داری گرو باده کن ایام بهار
در خزان از گرو باده برآور اسباب
تا بود نغمه بلبل، مشنو ساز دگر
تا بود دفتر گل، روی میاور به کتاب
با نفس سوختگی لاله برآمد از سنگ
به کدورت چه فرو رفته ای، ای خانه خراب
شور بلبل نمکی نیست که دایم باشد
نمکی چند ازین شور بیفشان به کباب
عارفان غافل از افسانه دنیا نشوند
بلبلان را نکند صبح بهاران در خواب
نوبت خواب به شب های دی افکن صائب
که حرام است درین فصل به بیداران خواب
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
روز عید است به من ده می نابی چو گلاب
که ازان جام شود تازه ام این جان خراب
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 110
خانه از خویش تهی کن که ز نظاره آب
پرده چشم حباب است همان چشم حباب
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 889
دیده از خط بدیع آب دهید ای احباب
که عجب نقش بدیعی زده دوران بر آب
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 890
Sources
Persian text source: Ganjoor

