Toggle stanza 1
فروغ گوهر دل از سر زبان تابد
1

فروغ گوهر دل از سر زبان تابد

صفای باغ ز رخسار باغبان تابد

2

نمی توان به جگر داغ عشق پنهان کرد

که نور این گهر از روزن زبان تابد

3

مگر میانجی دیوار جسم برخیزد

که آفتاب تو بر پیشگاه جان تابد

4

درین زمانه باطل کسی که حق گوید

برای خویش چو منصور ریسمان تابد

5

اگر چو غنچه مرا صد زبان بود در کام

حجاب عشق تو بر هم گه بیان تابد

6

به نور عقل نبردیم ره ز خود بیرون

مگر ستاره دیگر ز آسمان تابد

7

تو گرم جلوه و صائب به خون خود غلطد

که پرتو تو مبادا به این و آن تابد

Sources

Persian text source: Ganjoor