غزل شمارهٔ 4504
Poet: Saib
Toggle stanza 1چون مه روی تو از حجاب برآید
11
چون مه روی تو از حجاب برآید
از طرف مغرب آفتاب برآید
22
جان ز تن تیره با شتاب برآید
برق به تعجیل از سحاب برآید
33
در جگر اهل عشق آه نباشد
دود محال است ازین کباب برآید
44
شرم محبت همان کشیده عنان است
حسن اگر از پرده حجاب برآید
55
آب نیارد زدن بر آتش بلبل
نکهت گل گرچه ازگلاب برآید
66
صبح امیدست در سیاهی شبها
موی سفید از ته خضاب برآید
77
پرده شرم آبروی حسن فزاید
ماه ازین ابرآفتاب برآید
88
حرص تسلی به جمع مال نگردد
تشنه همان تشنه از سراب برآید
99
بس که خورددل زرشک گوهر اشکم
در ز صدف پوچ چون حباب برآید
1010
مرده شود زنده گر به نوحه ماتم
بخت به فریادهم ز خواب برآید
1111
کشتی نوح است ناامیدز ساحل
سالم ازین بحرچون حباب برآید
1212
عقل نگردد حریف عشق زبردست
کبک محال است با عقاب برآید
1313
هست سر وکاراوبه سلسله مویان
چون دل صائب ز پیچ وتاب برآید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

