Toggle stanza 1
اگر بهانه طفلان تمام می گردد
1

اگر بهانه طفلان تمام می گردد

به بوسه هم لب لعل تو رام می گردد

2

امیدها به لبش داشتم، ندانستم

که این قدح به چشیدن تمام می گردد

3

به عاشقان سیه روز خنده بیدردی است

ترا که صبح بناگوش شام می گردد

4

شوند آدمیان طفل مشرب از پیری

درین چمن ثمر پخته خام می گردد

5

تو چون به جلوه زمین را ز باده آب دهی

افق به دور زمین خط جام می گردد

6

اگرچه لاغری، از فربهی امید مبر

که در دو هفته مه نو تمام می گردد

7

چنین که می پرد از بهر صید چشم ترا

ز خاک حرص تو افزون چو دام می گردد

8

کمال نشأه اسنان به مهر خاموشی است

خم شراب به خشتی تمام می گردد

9

شود ز تنگ شکر صائب آنقدر گویا

که رزق طوطی شیرین کلام می گردد

Sources

Persian text source: Ganjoor