Toggle stanza 1
خاک ما در گوشه میخانه بودی کاشکی
1

خاک ما در گوشه میخانه بودی کاشکی

حشر ما با شیشه و پیمانه بودی کاشکی

2

تا شدی محو از بساط آفرینش تخم شید

نقل مستان سبحه صد دانه بودی کاشکی

3

در غم روی زمین افکند معموری مرا

سیل دایم فرش این ویرانه بودی کاشکی

4

در حریم زلف، بی مانع سراسر می رود

دست ما را اعتبار شانه بودی کاشکی

5

چند با بیگانگان عمر گرامی بگذرد؟

آشنارویی درین غمخانه بودی کاشکی

6

حسن را دارالامانی نیست چون آغوش عشق

شمع در زیر پر پروانه بودی کاشکی

7

آشنایی در محبت پرده بیگانگی است

با من آن ناآشنا بیگانه بودی کاشکی

Sources

Persian text source: Ganjoor