غزل شمارهٔ 1182
Toggle stanza 1شمع را بالین پر، بال و پر پروانه است
11
شمع را بالین پر، بال و پر پروانه است
بستر آسودگی خاکستر پروانه است
22
از سپرداری است عاجز گرچه دست رعشه دار
شمع را دست حمایت شهپر پروانه است
33
گرم برخور با هواداران که حسن شمع را
نیل چشم زخم از خاکستر پروانه است
44
این ز آتش می گریزد وان بر آتش می زند
شیر با آن زهره داغ جوهر پروانه است
55
می کند خورشید تابان ذره را اکسیر عشق
گریه شمع از فروغ منظر پروانه است
66
نیست فکر عاشق سرگشته آن بی باک را
ورنه شمع از هر شراری رهبر پروانه است
77
پایه عشق گرانقدرست بالاتر ز حسن
شمع با آن سرکشی زیر پر پروانه است
88
نیست از سو محبت بلبلان را بهره ای
این شراب آتشین در ساغر پروانه است
99
نیست پروا عاشقان را از نگاه تلخ یار
دود خشک شمع، ریحان تر پروانه است
1010
حسن، فیض آب خضر از عشق صائب می برد
بخت سبز شمع از چشم تر پروانه است
Sources
Persian text source: Ganjoor

