غزل شمارهٔ 2721
Poet: Saib
Toggle stanza 1گر چنین چشم ترم میرآب هامون میشود
گر چنین چشم ترم میرآب هامون میشود
رفتهرفته گردبادش بید مجنون میشود
از ضمیر صاف خود گرد تعلق شسته است
قطره در دست صدف زان در مکنون میشود
پیر دیر از خشت خم گر لوح تعلیمش کند
طفل ما در هفته اول فلاطون میشود
بس که دارد بر گلویم اشک خونین کار تنگ
میرساند تا به لب خود را نفس خون میشود
دسترنج کوهکن حاشا که ماند پیش عشق
تیشه فولاد نعل پای گلگون میشود
در دیار ما که رسم بیکلاهی کسوت است
هرکه سر از تاج میپیچد فریدون میشود
خاک خور چون آفتاب و زر به دامن بخش کن
کآنچه در خاکش گذاری رزق قارون میشود
پستهاش گر در شکرریزی چنین بندد کمر
خواب تلخ از دیده بادام بیرون میشود
چون نسوزد دل درون سینه من چون چراغ؟
چهره آیینه از عکس تو گلگون میشود
در دل شب صائب از دل ناله گرمی بکش
لشکر غفلت پریشان زین شبیخون میشود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
خارج ابنای جنس است آنکه موزون میشود
قطره چون گردد گهر از بحر بیرون میشود
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1575
از تجرد نور حکمت در دل افزون میشود
خُم چو خالی شد ز مِی ، جایِ فلاطون میشود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2719
از نظربازان کمال حسن افزون میشود
از فشار طوق قمری سرو موزون میشود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2720
Sources
Persian text source: Ganjoor

