غزل شمارهٔ 1751
Poet: Saib
Toggle stanza 1نه خط ز خال لب یار سر برآورده است
11
نه خط ز خال لب یار سر برآورده است
که در هوای شکر، مور پر برآورده است
22
میان شبنم و گل، پرده حجاب شده است
ترا کسی که ز اهل نظر برآورده است
33
سبک عنانی زلف از تپیدن دلهاست
ز بیقراری ما، دام پر برآورده است
44
زخنده اش جگر خاک شکرستان است
لبی که مور مرا از شکر برآورده است
55
تو شیشه جان غم خود خور که عشق سنگین دل
مرا چو کبک به کوه و کمر برآورده است
66
به خون باده گلرنگ تشنه زان شده ام
که از حریم توام بیخبر برآورده است
77
به لامکان حقیقت کجا رسد زاهد؟
که زهد بر رخش از قبله، در برآورده است
88
مشو ز لاله سیراب و داغ او غافل
که لیلیی ز سیه خانه سر برآورده است
99
همای عشق که افلاک سایه پرور اوست
در آشیانه ما بال و پر برآورده است
1010
مگر به فکر لب او فتاده ای صائب؟
که ناله های تو رنگ دگر برآورده است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

