غزل شمارهٔ 5803

Toggle stanza 1
با درد خشک ساخته ام، از دوا ترم
1

با درد خشک ساخته ام، از دوا ترم

چشم غبار دیده ام، از توتیا ترم

2

در آفتابروی قناعت نشسته ام

از سایبان منت بال هما ترم

3

ای سیل بگذر از سر ویرانیم که من

از نقش پای ریگ روان بی بقا ترم

4

جرم مرا چو اشک میاور به روی من

کز جبهه تا (به) نقش قدم از حیا ترم

5

دورم مکن به تهمت بیگانگی که من

از معنی بلند به دل آشنا ترم

6

حسنش همان به ساغر می جلوه می کند

از اشک تاک اگر چه بسی باصفا ترم

7

روزی که در پیاله می لاله رنگ نیست

از عندلیب فصل خزان بینوا ترم

8

هر چند می دهم به غزل داد خسروی

صائب همان ز عرفی شیرین ادا، ترم

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor