غزل شمارهٔ 6913
Toggle stanza 1طفلی کز او مراست تمنای آشتی
11
طفلی کز او مراست تمنای آشتی
دارد به جنگ رغبت حلوای آشتی
22
از عجز ما قرار به تسلیم داده ایم
هم لطف او مگر کند انشای آشتی
33
هر کس که کرده است تماشای جنگ ما
امروز گو بیا به تماشای آشتی
44
امید صلح اگر چه ندارد کسی ز تو
بگذار از برای خدا جای آشتی
55
در طبع جنگجوی تو هر چند رحم نیست
دل می کشد همان به تمنای آشتی
66
شامی است دل سیاه که صبحش پدید نیست
جنگی که در میان نبود پای آشتی
77
حیرت فکنده است به دارالامان مرا
نه فکر جنگ دارم و نه رای آشتی
88
صائب کسی که چاشنی جنگ یار یافت
گردید بی نیاز ز حلوای آشتی
Sources
Persian text source: Ganjoor

