Toggle stanza 1
خوش آن که ز آتش تب شعله اثر برود
1

خوش آن که ز آتش تب شعله اثر برود

رخ تو در عرق سرد و گرم وتر برود

2

رگ تو جاده خون معتدل گردد

زبان گزیده به یک گوشه نیشتر برود

3

تبی که برسمنت رنگ ارغوانی بست

ز پیش شعله خوی تو چون شرر برود

4

لب تو عقده تبخاله واکند از سر

ستاره سوخته ای چند از شرربرود

5

مباد از عرق گرم اضطراب ترا

سفینه تو ازین بحر بی خطر برود

6

حرارتی که گرفته است گرم جسم ترا

ز برق گرمتر از باد زودتر برود

7

چنین که بی خبر آمد به خوابگاه تو تب

امیدوار چنانم که بی خبر برود

8

دمید صبح چه خامش نشسته ای صائب

بگو به آه به دریوزه اثر برود

Sources

Persian text source: Ganjoor