غزل شمارهٔ 4624
Poet: Saib
Toggle stanza 1چشم مارا صبح پیری شد شکر خواب دگر
11
چشم مارا صبح پیری شد شکر خواب دگر
قامت خم شد کمند عمر را تاب دگر
22
خواب غفلت خانه در چشم گرانجانی که کرد
می شود شور قیامت پرده خواب دگر
33
از دل چاک است ما را قبله حاجت روا
رو نمی آریم هر ساعت به محراب دگر
44
شسته ایم از عالم اسباب ما هرچند دست
حلقه بر در می زند هر لحظه سیلاب دگر
55
گرچه پیری قامت ما را کمان حلقه ساخت
بهر سرگردانی ماگشت گرداب دگر
66
گرچه پیری برد گیرایی ز دست اختیار
هر سرمو گشت برتن نبض بیتاب دگر
77
گرچه در جمعیت اسباب پریشانی است جمع
می پرد چشمم همان در جمع اسباب دگر
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

