غزل شمارهٔ 6094
Toggle stanza 1دامن خود را کشید آه سرو ناز از دست من
11
دامن خود را کشید آه سرو ناز از دست من
آه کان آهوی وحشی جست باز از دست من
22
از ره بیچارگی می آرمش در دام خویش
گر به گردون می رود آن چاره ساز از دست من
33
از ادب هر چند کوتاه است دست جرأتم
چاک ها دارد چو گل دامان ناز از دست من
44
صید من وحشی است، بی زحمت نمی آید به دست
صد الف بر سینه دارد شاهباز از دست من
55
از غبار خاطرم آیینه ها دربسته شد
سنگ بر دل می زند آیینه ساز از دست من
66
گریه شادی مرا از وصل او محروم کرد
برد وسواس وضو وقت نماز از دست من
77
بس که پیچیدم به فکر زلف، صائب روز و شب
بر جنون زد خامه معنی طراز از دست من
Sources
Persian text source: Ganjoor

