Toggle stanza 1
شود از پرده پوشی سوز اهل حال رسواتر
1

شود از پرده پوشی سوز اهل حال رسواتر

که تب را می نماید پرده تبخال رسواتر

2

خود آرایی کند بی پرده عیب روسیاهان را

که گردد پای طاوس ازنگار بال رسواتر

3

نگردد پرده عیب خسیسان دولت دنیا

سیه رو را کند آیینه اقبال رسواتر

4

درین میخانه با ته جرعه قسمت قناعت کن

که گردد تنگ ظرف از جام مالامال رسواتر

5

ازان با صوفیان صافدل زاهد نیامیزد

که از آیینه گردد زشتی تمثال رسواتر

6

مزن پر دست وپا گرعیب خود پوشیده می خواهی

که می گردد ز ایماواشارت لال رسواتر

7

به زینت نیست ممکن زشتی رخسار کم گردد

که ساق بی صفا رامی کند خلخال رسواتر

8

نداری چون ز معنی بهره ای باری مکن دعوی

که در پرواز گردد مرغ کوته بال رسواتر

9

نیاید پرده پوشی از لباس عاریت صائب

که نا درویش را سازد قبای شال رسواتر

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 4647 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood