Toggle stanza 1
عالم امنی اگر هست همین بیهوشی است
1

عالم امنی اگر هست همین بیهوشی است

هست اگر جنت در بسته همین خاموشی است

2

هر که افتاده به زندان خرد می داند

که پریخانه صاحب نظران بیهوشی است

3

ای صبا درگذر از غنچه لب بسته من

که گشاد دل من در گره خاموشی است

4

در سر تیغ زبان بیهده گویان را نیست

فتنه هایی که نهان زیر سر سر گوشی است

5

پختگی در خور جوش است درین میخانه

خامی باده نارس گنه کم جوشی است

6

گل بی خاری اگر هست درین خارستان

پیش صاحب نظران مهر لب خاموشی است

7

غرض از خوردن می صائب اگر بیخبری است

خوردن خون دل خود چه کم از می نوشی است؟

Sources

Persian text source: Ganjoor