Toggle stanza 1
محبت حسن را سرگرم در بیداد می سازد
1

محبت حسن را سرگرم در بیداد می سازد

دل چون موم را سنگین تر از فولاد می سازد

2

به صد امید دل دادم به دست او، ندانستم

که مصحف راز شوخی طفل کاغذ باد می سازد

3

به آب زندگی شوید غبار از خویش، تردستی

که دیوار یتیمی را چو خضرآباد می سازد

4

مشو ای دشمن جانها زحال کشتگان غافل

که گل از خنده روح بلبلان را شاد می سازد

5

نگردد مرغ زیرک از کمینگاه بلاغافل

به خواب از خود مرا غافل کجا صیاد می سازد؟

6

شعار حسن تمکین، شیوه عشق است بیتابی

ترا چون گل خموشی و مرا فریاد می سازد

7

پس از کشتن مرا بردار از خاک ای سبک جولان

که گرد دامن این ویرانه را آباد می سازد

8

نباشد چون بخیل از بخل خود بیش از کرم ممنون؟

که در هر رد سایل بنده ای آزاد می سازد

Sources

Persian text source: Ganjoor