Toggle stanza 1
فروغ ذره به چشم من آب می آرد
1

فروغ ذره به چشم من آب می آرد

که تاب شعشعه آفتاب می آرد؟

2

فدای آبله پای جستجو گردم

که از سراب سبوی پرآب می آرد

3

شکسته رنگی ما را علاج خواهد کرد

رخی که رنگ به روی نقاب می آرد

4

ز عشق قسمت ما نیست غیر سینه چاک

کتان چه از سفر ماهتاب می آرد؟

5

در آن ریاض به بی حاصلی سمر شده ام

که نخل موم گل آفتاب می آرد

6

ز فیض عشق ضعیفان چنان قوی شده اند

که موج رخت به قصر حباب می آرد

7

هزار میکده خون می کند تهی صائب

کسی که یک سخن تلخ تاب می آرد

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 3713 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood