غزل شمارهٔ 2011
Toggle stanza 1از لعل آبدار تو طرفی نظر نبست
11
از لعل آبدار تو طرفی نظر نبست
از شور بحر در صدف ما گهر نبست
22
چشمی که شد به روی سخن باز چون قلم
یک قطره آب خویش به جوی دگر نبست
33
زان دم که لعل او به شکر خنده باز شد
در نیشکر ز رعشه غیرت شکر نبست
44
در آتشم ز آینه کز شوق دیدنت
تا باز کرد دیده خود را دگر نبست
55
از برگ عیش ماند تهی جیب و دامنش
چون لاله هر که داغ ترا بر جگر نبست
66
روی زمین گذر که سیل حوادث است
هر کس میان گشود در اینجا، کمر نبست
77
هر برگ سبز او کف افسوس دیگرست
نخلی که در شکوفه پیری ثمر نبست
88
صائب نشد عزیز به چشم جهانیان
تا آبروی خود به گره چون گهر نبست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

