غزل شمارهٔ 1281

Toggle stanza 1
آرزو بسیار و آهم در دل درویش نیست
1

آرزو بسیار و آهم در دل درویش نیست

دشت پر نخجیر و یک ناوک مرا در کیش نیست

2

خانه اهل تعلق شاهراه حادثه است

دزد هرگز در کمین کلبه درویش نیست

3

سایه از ویرانه ما می کند پهلو تهی

خانه ما از هجوم جغد پر تشویش نیست

4

تیر روی ترکش محشر بود مژگان او

فتنه را دلدوزتر زین ناوکی در کیش نیست

5

ای سکندر تا به کی حسرت خوری بر حال خضر؟

عمر جاویدان او یک آب خوردن بیش نیست!

6

مبحث عشق است ای زاهد خموشی پیشه کن

عرض علم موشکافیها به عرض ریش نیست!

7

تا ازان تنگ شکر صائب جدا افتاده ام

سایه مژگان به چشم کمتر از صد نیش نیست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor