غزل شمارهٔ 4092
Toggle stanza 1عمری گذشت و نامهٔ جانان نمیرسد
11
عمری گذشت و نامهٔ جانان نمیرسد
دیری است پیک مصر به کنعان نمیرسد
22
چشمی به داغ لاله عبث سرخ کردهایم
فیض سیاه کاسه به مهمان نمیرسد
33
دیروز سیل گریه ز طوفان گذشته بود
امروز پیک اشک به مژگان نمیرسد
44
در هیچ نشئه نیست که سیری نکردهایم
کیفیتی به صحبت مستان نمیرسد
55
با آن که حق اوست ادافهمی سخن
صائب به شعر همچو ظفرخان نمیرسد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
کارم ز دور چرخ به سامان نمیرسد
خون شد دلم ز درد، به درمان نمیرسد
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 8
جان در مقام عشق به جانان نمیرسد
دل در بلای درد به درمان نمیرسد
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 239
هر ساغری به آن لب خندان نمیرسد
هر تشنهلب به چشمه حیوان نمیرسد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 4091
Sources
Persian text source: Ganjoor

