غزل شمارهٔ 6561
Toggle stanza 1از مزار اهل حق جز دولت عقبی مخواه
11
از مزار اهل حق جز دولت عقبی مخواه
زینهار از ترک دنیا کردگان دنیا مخواه
22
آبرو چون جمع شد دریای گوهر می شود
حفظ آب روی خود کن گوهر از دریا مخواه
33
نیش منت را به زهر جانگزا پرورده اند
صبر کن بر زخم خار و سوزن از عیسی مخواه
44
صورت دیباست، باشد هر که دربند لباس
هوش اگر داری شعور از صورت دیبا مخواه
55
مردم افتاده را استادگان گیرند دست
سرفرازی را به غیر از عالم بالا مخواه
66
دل چو روشن گشت صائب می شود روشن حواس
از خدای خویش چیزی جز دل بینا مخواه
Sources
Persian text source: Ganjoor

