Toggle stanza 1
به ظاهر گر دریغ از نامرادان روی خود داری
1

به ظاهر گر دریغ از نامرادان روی خود داری

روانشان تازه از مد رسای بوی خودداری

2

نیایی گر برون از خانه آیینه معذوری

که باغ دلگشایی در نظر چون روی خودداری

3

کجا فکر نظربازان به گرد خاطرت گردد؟

که صد دام تماشا در نظر از موی خودداری

4

ز روی آتشینت چشمه سیماب می گردد

اگر آیینه فولاد پیش روی خودداری

5

نریزد رنگ یوسف طلعتان چون از تماشایت؟

که بوی پیرهن را سینه چاک از بوی خودداری

6

اگر چه می نمایی رام در ظاهر، ز پرکاری

پلنگ خشمگین را داغدار از خوی خودداری

7

چه حد دارند نگاه خیره گردد گرد رخسارت؟

که چین زلف را پیوسته در ابروی خودداری

8

تو چون از بس لطافت نیست ممکن در نظر آیی

چه ذرات جهان را گرم جست و جوی خودداری؟

9

ز نکهت عذرخواهی می کند زلف رسای تو

به ظاهر گر دریغ از دورگردان روی خودداری

10

مکن در پیش این سنگین دلان چون تیغ گردن کج

ز قسمت آب باریکی اگر در جوی خودداری

11

ز عکس خود کنی همچون پلنگ خشمگین وحشت

اگر در وقت خشم آیینه پیش روی خودداری

12

گلابش کن ز آه آتشین پیش از خزان صائب

اگر دلبستگی چون گل به رنگ و بوی خودداری

Sources

Persian text source: Ganjoor