Toggle stanza 1
قامتت خم گشت و پشتت بار طاعت برنداشت
1

قامتت خم گشت و پشتت بار طاعت برنداشت

چهره بی شرمیت رنگ خجالت برنداشت

2

شد بناگوشت سفید و بخت خواب آلود تو

در چنین صبحی سر از بالین غفلت برنداشت

3

پایت از رفتار ماند و پایی ننهادی به راه

ریخت دندان و لبت زخم ندامت برنداشت

4

با وجود رعشه پیری، کف لرزان تو

از گریبان تعلق دست رغبت برنداشت

5

هر که در فصل بهاران دانه اشکی نریخت

وقت خرمن خوشه ای جز آه حسرت برنداشت

6

در چنین هنگامه ای صائب دل بی شرم تو

پشت بیدردی ز دیوار فراغت برنداشت

Sources

Persian text source: Ganjoor